|
|
انجمن آرای ایران
پدر عاصی: ابوالقاسم حالت
تاريخ نگارش :
۱٨ اسفند ۱٣٨٨
|
|
پدر عاصی
پسری گشت دختری را یار
خواست با او کند شبانه فرار
نردبانی به نیمه شب برداشت
پای دیوار آن نگار بگذاشت
رفت بالا زنردبان بلند
تا رسید پشت اطاق آن دلبند
گفت بر خیز و جامه بردار
تا با یکدیگر کنیم فرار
کفت می ترسم ا گر با خبر شود پدرم
بلا ها آورد بر سرم
گفت گویا هنوز ای محبوب
نشناخته ای پدرت را خوب
با من گشته خود کنون همدست
نردبان را او نگاه داشته است