اسناد و آئین نامه های انجمن آرا
• سند چهارم انجمن آرای ایران: برداشت ما از جمهوری ایرانی
• در باره آرم انجمن آرای ایران
• فرم تقاضای عضویت در انجمن
• چگونگی عضویت در انجمن آرای ایران
• کنون چارهای باید انداختن !
• آزادی ایران یعنی آزادی همه ی ایرانیان،
• اسناد پایه ای انجمن آرا
         بیشتر . . .
بیانیه های انجمن آرا
• نخستین همایش سالانه انجمن آرای ایران
• گاهنامه انجمن آرای ایران منتشر شد
• جمهوری ایرانی؛ ‏ هم استراتژی، هم تاکتیک‏
• کشتن هر ایرانی، کشتن ایران است   audio
• سخن هجدهم انجمن آرای ایران: پیرامون اول ماه مه
• درگذشت استاد شجاعׅالدین شفا
• هشتم مارش روز آزادی زنان خجسته باد
         بیشتر . . .
تلویزیون انجمن آرای ایران/ دیداری-شنیداری
(در باره‌ی این بخش)
• درد نامه فاجعه ملی. میرزاآقا عسگری مانی   audio
• یکی شدن هنرمند با هنرش زیر تیغ جلادان. گفتگویی با داریوش شکوف با رضا علوی و میرزاآقا عسگری مانی قسمت ۱   audio
• یکی شدن هنرمند با هنرش زیر تیغ جلادان. گفتگویی با داریوش شکوف با رضا علوی و میرزاآقا عسگری مانی قسمت ۲   audio
• یکی شدن هنرمند با هنرش زیر تیغ جلادان. گفتگویی با داریوش شکوف با رضا علوی و میرزاآقا عسگری مانی قسمت ۳   audio
• داریوش شکوف در گفتگو با مانی و رضا علوی : ناپدید شدن یک فیلم ساز - مانیفست ماکسمالیزم - ارزیابی خشونت در فیلم ایران زندان ... قسمت ۱   audio
• داریوش شکوف در گفتگو با مانی و رضا علوی : ناپدید شدن یک فیلم ساز - مانیفست ماکسمالیزم - ارزیابی خشونت در فیلم ایران زندان ... قسمت ۲   audio
• داریوش شکوف در گفتگو با مانی و رضا علوی : ناپدید شدن یک فیلم ساز - مانیفست ماکسمالیزم - ارزیابی خشونت در فیلم ایران زندان ... قسمت ۳   audio
         بیشتر . . .
دیداری - شنیداری
• گفتگوی رادیو فردا با مانی در باره سهراب سپهری   audio
• مانی: آیا اینترپل می تواند مخالفین حکومت اسلامی در خارج از کشور را دستگیر کند؟   audio
• مانی: نبرد خونین پیامبران و پیشوایان دین با فبلسوفان بخش ۱   audio
• مانی: نبرد خونین پیامبران و پیشوایان دین با فبلسوفان بخش ۲   audio
• گفتگوی تلویزیون اندیشه با مانی. بخش ۱   audio
• گفتگوی تلویزیون اندیشه با مانی. بخش ۲   audio
• علیرضا سپاسی: عاشقانه. فیلم   audio
         بیشتر . . .
روشن اندیشان
• مشروعیت قانونی و قانون انقلابی، بازخوانی انقلاب اسلامی (بخش پنجم)، جمشید فاروقی، تهران ریویو
• پس از پروژه‌ی "اسلام سیاسی"، : ب. بی‌نیاز (داریوش)
• شریعتی معترض و پروتستانتیسم اصلاح‌گرا : تقی رحمانی
• این ناسیونال اسلامیسم بود و هست! الاهه بقراط، کیهان لندن
• رضا علوی : حادثه در مرکز حادثه
• سیامک مهر: سرنوشت آزاداندیشی در جامعهء توحیدی
• مشروعیت و قانونیت، بازخوانی انقلاب اسلامی (بخش چهارم)، جمشید فاروقی، تهران ریویو
         بیشتر . . .
ادبیات و فرهنگ
• نقدی دیگر بر یکی از کارهای شعری خانم شهلا آقا پور : احمد لنگرودی(فردایی)
• محمد قراگوزلو: میراث خواران شاملو و سیاست سترون سازی سیاسی
• جواد اسدیان: چرخه چرخ
• عماد خراسانی: شاعر بزرگ خراسان
• هادی خرسندی: بدون شرح
• سیمین بهبهانی: شاه بیت شجاعت
• دو سروده از احمد لنگرودی
         بیشتر . . .
از آمریکا و کانادا
• ماجرای فرقه‌ی منتظرالظهور: محمد ارسی
• گزارش همایش مقدماتی سکورلار دموکرات های آمریکای شمالی
• روزی که "آقا" امام شد، نوشابه امیری
• دروغ‏های کدیور و مصائب ما : هژیر پلاسچی
• در تفاوت مشروطیت و انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ : محمد ارسی
• رضا علوی : ویژگی های نظام های تمامیت خواه
• الله است مسئول : دکتر فیروز نجومی
         بیشتر . . .
Deutsch - Englisch
• Daryush Shokof Interview
• Daryush Shokof und seine Entführung
• An Open Letter To Mr. President Obama: Reza Alavi
• Alavi Foundation: Complaint comes at delicate time for US, Iran
• Ehsan Fattahian (Political prisoner about to be Executed): "Last Statement to people"
• Sanctions fascination and war infatuation
• Verfassungsschützer warnt vor iranischem Geheimdienst
         بیشتر . . .
بیانیه های سازمانها و احزاب
• درگذشت مسعود برزین نویسنده ای برجسته و روز نامه نگاری متین
• سازمانها و نهادها: فراخوان مشترک درباره یادمان کشتار سراسری زندانیان سیاسی در ایران
• برای ثبت درتاریخ! این نامها را بخاطر بسپاریم!
• سهراب مبشری: در نقد یک بیانیه شتابزده
• نام دانشگاه های ِ آمریکائی که از "بنیاد علوی" پول دریافت می کنند
• بیانیه ایزابل دوران معاون پارلمان اروپا در باره سفر متکی ‏
• فرزاد کمانگر و چهار زندانی سیاسی دیگر را اعدام کردند
         بیشتر . . .
از میان نوشتارهای رسیده
• دکتر سعید ماسوری گزارشی از درون زندان رجائی شهر
• قذافی: اروپا باید اسلام آورد
• نامه ای از یک استاد دانشگاه در ایران به آقای جمالی
• همایشی هم برای غربت کشیدگان داخل ایران برپا کنیم!..
• دلایل له و علیه سقوط نظام جمهوری اسلامی
• قطع دست یک راهنمای ایرانی خبرگزاری خارجی با قمه
• صدور فتوای کشتار زندانیان سیاسی در ایران
         بیشتر . . .
طنز
• تفسیر ادبی عرفانی گفته های اعظم عمه: علیرضا سپاسی
• نصیحت های یک دیوانه( بخش اول به شعرا):علیرضا سپاسی
• گل اومد، بهار اومد : برگرفته از توفیق ماهانه سال ۱۳۴۷
• حیف که دروغ می گفت: علیرضا سپاسی
• زهره پلنگی باشد: عبید زاکانی
• پدر عاصی: ابوالقاسم حالت
• گناه: علیرضا سپاسی
         بیشتر . . .



info@anjomaneara.org

انجمن آرای ایران

                                                                استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی!
این تارنمای «انجمن آرای ایران» است. انجمن آرا، سازمانی است برای گذر از استبداد حکومت اسلامی در ایران، و گذر از بستمانِ فرهنگی - دینی. این سازمان، برکنارکردن رژیم جمهوری اسلامی و فروپاشاندن نظام استبداد دینی را هدف خود میداند. ایرانگرائی،مردم سالاری، آزادی، سکولاریسم و عدالت اجتماعی سرنمونهای کار و اندیشههای انجمن است. هر ایرانی که اسناد و آئین نامههای انجمن را بپذیرد، میتواند هموند(عضو) انجمن شود. برای درخواست عضویت با ایمیل انجمن تماس بگیرید.انجمن آرا شما ایرانیان شجاع و فرهیخته را به همکاری فرامیخواند و مسئول حفاظت مطلق از نام و نشان و جایگاه تشکیلاتی کسانی است که بخواهند با نام مستعار در انجمن مسئولیت و اختیاراتی داشته باشند.
در این تارنما، مسئولیت هر نوشتهای که امضاء انجمن را نداشته باشد، با نویسندگان آن است.
برنامه های تلویزیونی انجمن هر روز از ساعت ۱۸ تا ۱۹ بوقت اروپا در لینک زیر بطور زنده پخش می شوند:
www.livestream.com

home weblog mails your message info بيشتر در این مورد . . .      



print ideas of others your idea
انجمن آرای ایران
بوسه بر لبان دریا"، مسعود نقره‌کار
تاريخ نگارش : ۲۴ ارديبهشت ۱٣٨۹

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:     بالاترین balatarin     دنباله donbaleh     yahoo Yahoo     delicious Delicious     facebook Facebook     twitter Twitter     google Google    

بوسه بر لبان دریا"، مسعود نقره‌کار

معلم‌کُشیِ حکومت اسلامی از اعدام هرمز گرجی‌بیانی و قتل ونداد ایمانی آغاز و با اعدام و قتل ده‌ها معلم و بردارکردن فرزاد کمانگر ادامه یافته‌است. حکومت اسلامی خیال کرده‌است که شست‌وشوی مغزی کودکان، نوجوانان و جوانان و تلنبارکردن خرافات و اوهام بر ذهن آنان، و نیز آلوده‌سازی هر چه بیش‌تر نظام آموزش و پرورش را با حذف معلمان دگراندیش متحقق خواهد کرد


کینه ی دیکتاتورها به معلمان دگراندیش وروشنفکر, کینه ای تاریخی ست.ثبت این کینه ورزی را نه فقط در خوانده ها و روایت های تاریخی مان , که در دو رژیم پهلوی و حکومت اسلامی تجربه کرده ایم. قصد من مقایسه ی رژیم پهلوی با حکومت اسلامی در این عرصه نیست , که مقایسه ای غیر منصفانه خواهد بود. ابعاد جنایات حکومت اسلامی نسبت به آنچه که رژیم پهلوی مرتکب شد, غیرقابل قیاس است. نمونه ای ازاین تفاوت را محمد درخشش, از بنیانگذاران" جامعه معلمان ایران" در رابطه با سالگرد قتل دکتر خانعلی در تظاهرات معلمان در سال ۱۳۴۰ اینگونه بیان کرده است :
" ....آن روز که دوازدهم اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ بسوی تظاهرات میدان بهارستان گلوله گشودند و معلمی را کشتند و عده ای را مجروح ساختند, چنان طوفانی از خشم و نفرت سراسر جامعه را فرا گرفت که حتی اکثر ارگانهای حکومتی از جمله گروهی از نمایندگان مجلس شورا و سنا نیز زبان به اعتراض گشودندو بالنتیجه رژیم وحشت زده برای رهایی از این مهلکه دولت منصوب خویش را فدا کرد.
در این ایام کار سقوط و زوال در کشور ما بدانجا کشیده شده است که کشتار دهها هزار نفر از هموطنانمان بصورت امری طبیعی و عادی در آمده است . یکی از موارد بسیار خطرناک شتشوی مغزی نوباوگان کشور است, اما این خطر تنها فرزندان کشور را مشمول نمی گردد, بلکه این خطری است که مردم ایران را نیز تهدید می کند. زیرا مردم یک جامعه بالاجبار خود را با شرایط محیط و آب و هوایی که در آن زندگی می کنند تطبیق می دهند. بهمین دلیل همانها که در " قیام معلم " مرگ یک معلم را تحمل ننمودندو طوفانی براه انداختند,امروز از کنار مرگ دهها هزار نفر از جوانان و هموطنان کشور خویش می گذرند و حتی گورستانها به صورت مراکز تفریحی برای گروه زیادی از آنها در آمده است....." (۱)

کینه ورزی به معلمان دگراندیش , روشنفکر و روشنگر پاره ای از کینه و ناسازگاری ِ ذاتی حکومت اسلامی با فکر روشن و علم و دانش است. اخراج, زندان , شکنجه و حذف فیزیکی این دست از معلمان , روزمره گی حکومت اسلامی بوده است. این حکومت از همان ابتدا بنای اش را برآلوده کردن مدارس و نظام آموزش و پرورش با اندیشگی و افکار ارتجاعی اش قرار داد تا جماعتی از معلمان " مکتبی " و نوجوانان و جوانانی بار آورد که ناآگاهی و جهالت , و سرسپردگی و خشونت شاخصه ی فکری و رفتاری آن ها باشد.
معلم کُشی ِحکومت اسلامی از اعدام هرمز گرجی بیانی و قتل ونداد ایمانی آغاز و با اعدام و قتل دهها معلم وبردار کردن فرزاد کمانگرادامه یافته است. حکومت اسلامی بر این خیال باطل بوده است که شستشوی مغزی کودکان , نوجوانان و جوانان و تلنبار کردن خرافات و اوهام بر ذهن آنان , ونیز آلوده سازی هر چه بیشتر نظام آموزش و پرورش را باحذف معلمان دگراندیش و آزادی خواه متحقق خواهد کرد. به همین دلیل این حکومت بر بنیاد ویژگی ماهوی و ذاتی اش ,به " پاکسازی" , زندانی کردن , شکنجه و اعدام معلمان" غیر مکتبی" در سراسر ایران رو آورد ه است تا یکی از موانع انقلاب ضد فرهنگی اش را از سر راه برچیند .
از نخستین معلمان " غیر مکتبی " که قربانی تاریک اندیشی حکومت اسلامی شدند هرمز گرجی بیانی و ۱۰ تن دیگر از معلمان شهر کرمانشاه بودند. (۲)
" ... تابستان سال ۵۸ در هنگام شروع نا آرامی در کردستان هرمز گرجی بیانی در منزل مسکونی اش در کرمانشاه دستگیر و همراه با ده نفر دیگر به جوخه اعدام خلخالی سپرده شدچند روز بعد امام جماعت کرمانشاه در پاسخ به اعتراض مردم درمورد اینکه چرا به دروغ در رادیو رژیم عنوان شده که هرمز در پاوه و مسلح دستگیر شده, ضمن اعتراف به دروغ بودن این مسئله عنوان کرد که" حرفهای گرجی بیانی از صد تامسلسل هم بدتر بود و به همین دلیل او اعدام شد" (۳ )
قربانی گرفتن از معلمان در کشتار های سال های ۱۳۵۸ , ۱۳۶۰ , تابستان سال ۱۳۶۷ , قتل های زنجیره ای و جنبش سبزادامه یافته است. در کنار ارگان های شناخته شده ی حکومتی , گروه های فشار و کشتار حکومت اسلامی که از اراذل و اوباش حکومتی شکل گرفته اند نیز در سی سال گذشته در قتل معلمان دگراندیش نقش ایفا کرده اند. در کرمانشاهان مزدوران گروه شیت در دستگیری و اعدام معلمان این شهر دست داشتند .(۴) , جنایتکاران گروه هایی همچون گروه قنات در جهرم و فداییان اسلام ناب محمدی و مصطفی نواب و سپاه سر بلند اسلام در تهران و شهر های دیگر ایران نیز از میان معلمان قربانی گرفته اند.(۵) همین دست از گروه ها در قایم شهر, به سال ۱۳۵۸ ونداد ایمانی معلم روستای شیرگاه را به ضرب سر نیزه ژ. ث کشتند.(۶) و در کرمان حمید حاجی زاده معلم کرمانی را همراه با فرزند ده ساله اش در خواب با ضربات متعدد کارد به قتل رساندند .(۷)..... و تازه ترین جنایت حکومت گران اسلامی اعدام فرزاد کمانگر , معلم شجاع و آزاد اندیش کُرد, به همراه چهار تن دیگر ازدگراندیشان و مخالفان حکومت اسلامی ست.
فرزاد کمانگر, معلم روستاهای کامیاران در کردستان, طی ۶ سال اسارات خود در شکنجه گاه های حکومت اسلامی , تجلی شجاعت و آگاهی معلمان آزاداندیش و آزادیخواه شد. نامه های او از شکنجه گاه ها و قتلگاه های حکومت اسلامی ,عاشقانه هایی سرشار ازدلاوری و دلیری , عشق به انسانیت , آزادی و عدالت است . نامه هایی که پژواک صدای آزادیخواهی و عدالت جویی ِ انسان بزرگواری ست که با لبان اش بر دریا بوسه زده است (۸) :
" ......مگر می توان معلم بود و راه دریا را به ماهیان کوچولوی این سرزمین نشان نداد؟ حالا چه فرقی می کند از ارس باشد یا کارون، سیروان باشد یا رود سرباز، چه فرقی می کند وقتی مقصد دریاست و یکی شدن، وقتی راهنما آفتاب است. بگذار پاداشمان هم زندان باشد. مگر می توان بار سنگین مسئولیت معلم بودن و بذر آگاهی پاشیدن را بر دوش داشت و دم برنیاورد؟ مگر می توان بغض فروخورده دانش آموزان و چهره ی نحیف آنان را دید و دم نزد؟مگر می توان در قحط سال عدل و داد معلم بود، اما “الف” و “بای” امید و برابری را تدریس نکرد، حتی اگر راه ختم به اوین و مرگ شود؟ نمی توانم تصور کنم در سرزمین “صمد”، “خانعلی” و “عزتی” معلم باشیم و همراه ارس جاودانه نگردیم. (۹)
" .....دلم برای همه شما تنگ شده، اینجا شب و روز با خیال و خاطرات شیرینتان شعر زندگی میسرایم، هر روز به جای شما به خورشید روزبخیر میگویم، از لای این دیوارهای بلند با شما بیدار میشوم، با شما میخندم و با شما میخوابم. گاهی «چیزی شبیه دلتنگی» همه وجودم را میگیرد..." (۱۰)
" ....کاش میشد مانند گذشته خسته از بازدید که آن را گردش علمی مینامیدیم، و خسته از همه هیاهوها، گرد و غبار خستگیهایمان را همراه زلالی چشمه روستا به دست فراموشی میسپردیم، کاش میشد مثل گذشته گوشمان را به «صدای پای آب» و تنمان را به نوازش گل و گیاه میسپردیم و همراه با سمفونی زیبای طبیعت کلاس درسمان را تشکیل میدادیم و کتاب ریاضی را با همه مجهولات زیر سنگی میگذاشتیم چون وقتی بابا نانی برای تقدیم کردن در سفره ندارد چه فرقی میکند، پی سه ممیز چهارده باشد یا صد ممیز چهارده، درس علوم را با همه تغییرات شیمیایی و فیزیکی دنیا به کناری میگذاشتیم و به امید تغییری از جنس «عشق و معجزه» لکه های ابر را در آسمان همراه با نسیم بدرقه میکردیم و منتظر تغییری میمانیدم که کورش همان همکلاسی پرشورتان را از سر کلاس راهی کارگری نکند و در نوجوانی از بلندای ساختمان به دنبال نان برای همیشه سقوط ننماید و ترکمان نکند، منتظر تغییری که برای عید نوروز یک جفت کفش نو و یک دست لباس خوب و یک سفره پر از نقل و شیرینی برای همه به همراه داشته باشد.... " (۱۱)
" ....اتاق بازجویی مان همان اتاقی بود که راننده های شرکت واحد و معلم ها بازجویی شده بودند، میز بازجویی همان میزی بود که دانشجوها بر روی آن یادگاری نوشته بودند و تختی که من روی آن میخوابیدم، همان تختی بود که "عمران" جوان بلوچ قبل از اعدام رویش نوشته بود دلم برای کویر تنگ شده، چشم بندمان هم همان چشم بندی بود که اعضای کمپین یک میلیون "فریاد خاموش" به چشم داشتند ، پس نباید غریبگی کرد و نباید همدیگر را فراموش کرد، اینها همه یک جورهایی آشنایند، اینجا همه چون شمایند، راستی، فکر کن شاید فردا نوبت تو باشد..." (۱۲)
اوج شجاعت و جسارت رشک بر انگیز این معلم جوان را , در بارگاه حکومت جنون و کشتار می توان در نامه های زیر شاهد بود . او در نامه ای با عنوان" من یک معلم می مانم و تو یک زندانبان" خطاب به زندانبانان اش می نویسد :
".....اینبار که به ۲۰۹ برگشتم به درون سلولم بیا من برایت آرزوها دارم، نه از رنگ دعاهای تو که سراسر آتش است و ترس از جهنم، آرزوهای من پر از امید و لبخند و عشق است. به درون سلولم بیا تا راز آخرین لبخند عزتی را پای چوبه دار برایت بگویم، میدانم که باز بندی بند ۲۰۹ خواهم شد، در حالی که تو با همه وجود پر از کینه ات بر سر من فریاد میکشی و من باز دلم برای تو و دنیای حقیری که دورت ساخته اند میسوزد. من بر میگردم در حالی که یک معلمم و لبخند کودکان سرزمینم را هنوز بر لب دارم...." (۱۳)
و در اوج گیری جنبش آزادیخواهانه و ضد دیکتاتوری در نامه ی " دیگر تنها کفش‌هایم مرا به این خاک پیوند نمی‌دهد" می نویسد :
" .....این روزها دیگر تنها در کوچه پس کوچه‌های شهرمان پرسه نمی‌زنم. دلم در میدان هفت تیر و انقلاب و جمهوری می‌تپد، در دستم شاخه گلی است تا به مادران داغدار این شهر نثار کنم.
این روزها فقط تنهایی ابراهیم در بازداشتگاه سنندج بر دلم سنگینی نمی‌کند، دیگر برادران و خواهرانم تنها در زندان‌های سنندج و مهاباد و کرمانشاه نیستند، ده‌ها خواهر و برادر دربند دارم که با شنیدن فریادشان اشکم سرازیر می‌شود و با دیدن قیافه‌های رنجورشان و لباس‌های پاره‌شان بغض گلویم را می‌گیرد و بر خودم می‌بالم برای داشتن چنین خواهران و برادرانی. دیگر این شهر برایم آن شهر غریب و دلگیر با ساختمان‌های بلند و پر از دود و دم نیست....." (۱۴)
فرزاد در سوگ " احسان فتاحیان" نوشت :
" .....فقط رفیق بگو... بگو می‌خواهم بشنوم چه بر زبان‌ات چرخید آن‌گاه که صدای پا و درد به هم می‌آمیخت؟ می‌خواهم یاد بگیرم کدام شعر، کدام سرود، کدام آواز کدام اسم را به زبان بیاورم که زانوی‌ام نلرزد. بگو می‌خواهم بدانم، که دل‌ام نلرزد آن‌گاه که به پشت سر می‌نگرم... سفرت به خیر رفیق...." (۱۵)
و سرانجام سفر فرزاد هم آغاز شد, سفری به قلب میلیون ها آزادیخواه و آزاداندیش . سرنوشتی که نوشته بود, به سراغ اش آمد, از شکنجه گاه نوشته بود تا هم عشق اش را به " صمد" نشان داده باشد و هم یگانگی اش را با ماهی های کوچولوی سرخ :
" ....ماهی کوچولو آرام و شیرین در سطح دریا شنا میکرد و با خود می گفت: حالا دیگر مردن برای من سخت نیست، تأسف آور هم نیست، حالا دیگر مردن هم برای من... که ناگهان مرغ ماهی خوار فرود آمد و او را برداشت و برد. ماهی بزرگ قصه اش را تمام کرد و به ۱۲۰۰۰ بچه و نوه اش گفت حالا دیگر وقت خواب است. ۱۱۹۹۹ ماهی کوچولو شب بخیر گفتند و مادر بزرگ هم خوابید اما این بار ماهی کوچولوی سرخ رنگی هرکاری کرد خوابش نبرد. فکر برش داشته بود..." (۱۶)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زیرنویس و منابع:

۱- محمد درخشش , روز معلم , به مناسبت سالگرد ۱۲ اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۰ , از انتشارات مجله مهرگان , ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۷۷ , امریکا ( واشنگتن. دی.سی)
۲- درمیان قربانیان کشتارهای سال ۵۸-۵۷ معلمان وچهره های فرهنگی نیز وجود داشتند , که می توان به اعدام شخصیت ارزشمندی چون خانم فرخ رو پارسای( معلم و پزشک ) اشاره کرد.
یادداشت های خلوت تنهائی
۳- astireh.blogspot.com
۴- گروه شیت یا شورای یاوری تهیدستان «شیت» , ر.ک به تارنمای بیداران ,مصاحبه با مجید دارابیگی
دو شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۷
۵- مسعود نقره کار , در باره گروه قنات , مقدمه ای بر کشتار دگراندیشان,صص ۲۴۲-۲۲۳ , نشر پیام آلمان, سال ۲۰۰۸
۶- مسعود نقره کار , گزارش یک قتل سیاسی , از سرزمین رنج , نشر اندیشه( آلمان ) , سال ۱۳۷۸
۷- مسعود نقره کار , بخشی از تاریخ جنبش روشنفکری , جلد سوم , قتل های زنجیره ای , انتشارات باران, ۲۰۰۲
۸- برگرفته از سروده ای از فرزاد کمانگر
۹ تا ۱۶- مجموعه نامه های فرزاد کمانگر , تارنمای اخبار روز , نامه های یک اعدامی, دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰ می ۲۰۱۰
www.akhbar-rooz.com

نامه ی فرزاد کمانگر، معلم محکوم به اعدام، به دانش آموزانش - اسفند ۱۳۸۶
www.akhbar-rooz.com
به ققنوس های دیار ما - اسفند ۱۳۸۶
www.akhbar-rooz.com
بنویسید درد و رنج ، بخوانید زندگی - اردیبهشت ۱۳۸۷
www.akhbar-rooz.com
بندی بند ۲۰۹ - تیر ۱۳۸۷
www.akhbar-rooz.com
من یک معلم می مانم و تو یک زندانبان - دی ۱۳۸۷
www.akhbar-rooz.com
از تو نوشتن قدغن - بهمن ۱۳۸۷
www.akhbar-rooz.com
نسل سوخته - اردیبهشت ۱۳۸۸
www.akhbar-rooz.com
نامه فرزاد کمانگر در سوگ احسان فتاحیان - آبان ۱۳۸۸
www.akhbar-rooz.com
دومین نامه ی فرزاد کمانگر پس از اعدام احسان فتاحیان - آبان ۱۳۸۸
www.akhbar-rooz.com
دیگر تنها کفش‌هایم مرا به این خاک پیوند نمی‌دهد - آذر ۱۳۸۸
www.akhbar-rooz.com
"روژگار یکی سیره گلم" - دی ۱۳۸۷
www.akhbar-rooz.com
فرشته هایی که دوشنبه ها می خندند - اسفند ۱۳۸۸
www.akhbar-rooz.com
ما هم مردمانیم... - فروردین ۱۳۸۹
www.akhbar-rooz.com
قوی باش رفیق - نامه خطاب به به معلمان دربند - اردیبهشت ۱۳۸۹
www.akhbar-rooz.com
پاییز در چشمان میدیا - آخرین نامه ی فرزاد کمانگر - اردیبهشت ۱۳۸۹
www.akhbar-rooz.com




نظرات دیگران در مورد این نوشته را بخوانید. (تعداد نظرات: ۰)
نظرتان را در مورد این مطلب بنویسید.