اسناد و آئین نامه های انجمن آرا
• سند چهارم انجمن آرای ایران: برداشت ما از جمهوری ایرانی
• در باره آرم انجمن آرای ایران
• فرم تقاضای عضویت در انجمن
• چگونگی عضویت در انجمن آرای ایران
• کنون چارهای باید انداختن !
• آزادی ایران یعنی آزادی همه ی ایرانیان،
• اسناد پایه ای انجمن آرا
         بیشتر . . .
بیانیه های انجمن آرا
• نخستین همایش سالانه انجمن آرای ایران
• گاهنامه انجمن آرای ایران منتشر شد
• جمهوری ایرانی؛ ‏ هم استراتژی، هم تاکتیک‏
• کشتن هر ایرانی، کشتن ایران است   audio
• سخن هجدهم انجمن آرای ایران: پیرامون اول ماه مه
• درگذشت استاد شجاعׅالدین شفا
• هشتم مارش روز آزادی زنان خجسته باد
         بیشتر . . .
تلویزیون انجمن آرای ایران/ دیداری-شنیداری
(در باره‌ی این بخش)
• درد نامه فاجعه ملی. میرزاآقا عسگری مانی   audio
• یکی شدن هنرمند با هنرش زیر تیغ جلادان. گفتگویی با داریوش شکوف با رضا علوی و میرزاآقا عسگری مانی قسمت ۱   audio
• یکی شدن هنرمند با هنرش زیر تیغ جلادان. گفتگویی با داریوش شکوف با رضا علوی و میرزاآقا عسگری مانی قسمت ۲   audio
• یکی شدن هنرمند با هنرش زیر تیغ جلادان. گفتگویی با داریوش شکوف با رضا علوی و میرزاآقا عسگری مانی قسمت ۳   audio
• داریوش شکوف در گفتگو با مانی و رضا علوی : ناپدید شدن یک فیلم ساز - مانیفست ماکسمالیزم - ارزیابی خشونت در فیلم ایران زندان ... قسمت ۱   audio
• داریوش شکوف در گفتگو با مانی و رضا علوی : ناپدید شدن یک فیلم ساز - مانیفست ماکسمالیزم - ارزیابی خشونت در فیلم ایران زندان ... قسمت ۲   audio
• داریوش شکوف در گفتگو با مانی و رضا علوی : ناپدید شدن یک فیلم ساز - مانیفست ماکسمالیزم - ارزیابی خشونت در فیلم ایران زندان ... قسمت ۳   audio
         بیشتر . . .
دیداری - شنیداری
• گفتگوی رادیو فردا با مانی در باره سهراب سپهری   audio
• مانی: آیا اینترپل می تواند مخالفین حکومت اسلامی در خارج از کشور را دستگیر کند؟   audio
• مانی: نبرد خونین پیامبران و پیشوایان دین با فبلسوفان بخش ۱   audio
• مانی: نبرد خونین پیامبران و پیشوایان دین با فبلسوفان بخش ۲   audio
• گفتگوی تلویزیون اندیشه با مانی. بخش ۱   audio
• گفتگوی تلویزیون اندیشه با مانی. بخش ۲   audio
• علیرضا سپاسی: عاشقانه. فیلم   audio
         بیشتر . . .
روشن اندیشان
• مشروعیت قانونی و قانون انقلابی، بازخوانی انقلاب اسلامی (بخش پنجم)، جمشید فاروقی، تهران ریویو
• پس از پروژه‌ی "اسلام سیاسی"، : ب. بی‌نیاز (داریوش)
• شریعتی معترض و پروتستانتیسم اصلاح‌گرا : تقی رحمانی
• این ناسیونال اسلامیسم بود و هست! الاهه بقراط، کیهان لندن
• رضا علوی : حادثه در مرکز حادثه
• سیامک مهر: سرنوشت آزاداندیشی در جامعهء توحیدی
• مشروعیت و قانونیت، بازخوانی انقلاب اسلامی (بخش چهارم)، جمشید فاروقی، تهران ریویو
         بیشتر . . .
ادبیات و فرهنگ
• نقدی دیگر بر یکی از کارهای شعری خانم شهلا آقا پور : احمد لنگرودی(فردایی)
• محمد قراگوزلو: میراث خواران شاملو و سیاست سترون سازی سیاسی
• جواد اسدیان: چرخه چرخ
• عماد خراسانی: شاعر بزرگ خراسان
• هادی خرسندی: بدون شرح
• سیمین بهبهانی: شاه بیت شجاعت
• دو سروده از احمد لنگرودی
         بیشتر . . .
از آمریکا و کانادا
• ماجرای فرقه‌ی منتظرالظهور: محمد ارسی
• گزارش همایش مقدماتی سکورلار دموکرات های آمریکای شمالی
• روزی که "آقا" امام شد، نوشابه امیری
• دروغ‏های کدیور و مصائب ما : هژیر پلاسچی
• در تفاوت مشروطیت و انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ : محمد ارسی
• رضا علوی : ویژگی های نظام های تمامیت خواه
• الله است مسئول : دکتر فیروز نجومی
         بیشتر . . .
Deutsch - Englisch
• Daryush Shokof Interview
• Daryush Shokof und seine Entführung
• An Open Letter To Mr. President Obama: Reza Alavi
• Alavi Foundation: Complaint comes at delicate time for US, Iran
• Ehsan Fattahian (Political prisoner about to be Executed): "Last Statement to people"
• Sanctions fascination and war infatuation
• Verfassungsschützer warnt vor iranischem Geheimdienst
         بیشتر . . .
بیانیه های سازمانها و احزاب
• درگذشت مسعود برزین نویسنده ای برجسته و روز نامه نگاری متین
• سازمانها و نهادها: فراخوان مشترک درباره یادمان کشتار سراسری زندانیان سیاسی در ایران
• برای ثبت درتاریخ! این نامها را بخاطر بسپاریم!
• سهراب مبشری: در نقد یک بیانیه شتابزده
• نام دانشگاه های ِ آمریکائی که از "بنیاد علوی" پول دریافت می کنند
• بیانیه ایزابل دوران معاون پارلمان اروپا در باره سفر متکی ‏
• فرزاد کمانگر و چهار زندانی سیاسی دیگر را اعدام کردند
         بیشتر . . .
از میان نوشتارهای رسیده
• دکتر سعید ماسوری گزارشی از درون زندان رجائی شهر
• قذافی: اروپا باید اسلام آورد
• نامه ای از یک استاد دانشگاه در ایران به آقای جمالی
• همایشی هم برای غربت کشیدگان داخل ایران برپا کنیم!..
• دلایل له و علیه سقوط نظام جمهوری اسلامی
• قطع دست یک راهنمای ایرانی خبرگزاری خارجی با قمه
• صدور فتوای کشتار زندانیان سیاسی در ایران
         بیشتر . . .
طنز
• تفسیر ادبی عرفانی گفته های اعظم عمه: علیرضا سپاسی
• نصیحت های یک دیوانه( بخش اول به شعرا):علیرضا سپاسی
• گل اومد، بهار اومد : برگرفته از توفیق ماهانه سال ۱۳۴۷
• حیف که دروغ می گفت: علیرضا سپاسی
• زهره پلنگی باشد: عبید زاکانی
• پدر عاصی: ابوالقاسم حالت
• گناه: علیرضا سپاسی
         بیشتر . . .



info@anjomaneara.org

انجمن آرای ایران

                                                                استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی!
این تارنمای «انجمن آرای ایران» است. انجمن آرا، سازمانی است برای گذر از استبداد حکومت اسلامی در ایران، و گذر از بستمانِ فرهنگی - دینی. این سازمان، برکنارکردن رژیم جمهوری اسلامی و فروپاشاندن نظام استبداد دینی را هدف خود میداند. ایرانگرائی،مردم سالاری، آزادی، سکولاریسم و عدالت اجتماعی سرنمونهای کار و اندیشههای انجمن است. هر ایرانی که اسناد و آئین نامههای انجمن را بپذیرد، میتواند هموند(عضو) انجمن شود. برای درخواست عضویت با ایمیل انجمن تماس بگیرید.انجمن آرا شما ایرانیان شجاع و فرهیخته را به همکاری فرامیخواند و مسئول حفاظت مطلق از نام و نشان و جایگاه تشکیلاتی کسانی است که بخواهند با نام مستعار در انجمن مسئولیت و اختیاراتی داشته باشند.
در این تارنما، مسئولیت هر نوشتهای که امضاء انجمن را نداشته باشد، با نویسندگان آن است.
برنامه های تلویزیونی انجمن هر روز از ساعت ۱۸ تا ۱۹ بوقت اروپا در لینک زیر بطور زنده پخش می شوند:
www.livestream.com

home weblog mails your message info بيشتر در این مورد . . .      



print ideas of others your idea
انجمن آرای ایران
علیرضا سپاسی: ده بوسه بر دست های شعر شاملو
تاريخ نگارش : ۴ تير ۱٣٨۹

این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:     بالاترین balatarin     دنباله donbaleh     yahoo Yahoo     delicious Delicious     facebook Facebook     twitter Twitter     google Google    

ده بوسه بر دست های شعر شاملو
تفسیر و توضیح ده شعر شاملو به زبان ساده
تفسیر اول : شعر " ماهی" ‏
علیرضا سپاسی

عدالت خواهان و آرمان گرایان در گستره تاریخ، هماره و همیشه، دو حس متضاد را در درون ِ جان زخمی خویش حمل کرده اند.‏
یقین به آنچه که باور دارند . وعجز از رسیدن به این باور
خونی جوشنده و زنده در میانه زخمی چرکین. ‏
زخمی چرکین، که هرگاه به یافتن مرهمی برای بهبودش یقین حاصل کرده اند، هنوزاز درد زخم رها نشده، عفونتی جهانگیر و مشام ‏آزار را در دماغ خویش نالیده و غصه اش را مشت ِ خشم بر دیوارسنگی جهان بی احساس پیرامون خویش کوبیده اند.‏
آنان سر برهنه و امیدوار، خنده بر لب و نشاط در جان، به کوی برزن بر آمده اند که: ‏
یافتیم گمشده سالیان را.. آنگاه دست آرزو به سوی پیغمبری یا ضد پیغمبری دراز کرده اند که : در خانه این است عروس رویاهای ‏طلایی ما. ‏
در خانه ی این است: نان برای گرسنگان و لباس برای برهنگان و آزادی برای انسان.‏
پس بسوی عدالت نایافته _ تو بخوان آن آرزوی ِ دیر پای ِ پرغمزه ی نشسته درِ دور دست_ پر گشوده اند و له دله زنان رسیدن ‏به کعبه آمال خویش را رقصیده اند. ‏
اما ای دریغ ... ای دریغ و هزار دریغ ...که چون عروس منتظر را به حجله رفته اند، عفریته ِ دندان ریخته ی پوست دریده ی ‏شاخ بر سری را، دیده اند که در بستری از خون تازه مردمان، وصال شان را به انتظار نشسته است.‏
آنان بارها و بارها، رو بسوی جهان فریاد کشیده اند: ‏
آخر مگر نه این که: عدالت و آزادی شایسته انسان است و نان و شادی وعشق برازنده قامت و مزد ِ تاریخ در تاریخ تلاش این ‏انسان ؟ پس کو و کجاست ؟ عدالت و گندم آزادی. ‏
پس کو و کجاست آرمان های والای انسانی ‏
آنان پرسیده اند کو؟ و کجاست.؟ عروس ابریشم تن آرمان های حقیقی ما؟
اما باز هم دریغ که سوزنی زخم دوز را ، ... در میان کوهی از کاه ِ.پُر خاشاک ، گم کرده اند
‏ بدانسان گرچه بر واقعیت ِ وجود سوزن، یقینی بی برو برگرد داشته اند اما هر بار که به جستجوی عدالت، مشت در کوه ِ کاه ‏فرو برده اند دست زخمی و مشتی تیغ و کف دستی خاشاک مزد گرفته اند.‏
و.. باز بی آنکه باور از دست بدهند به صدباره، دست در کوه کاه کرده اند و در این بازی بی فرجام، سالها و عمرها ،   باخته و ‏جان های نازنین به زیر تیغ دشمن غدار داده اند.‏
‏   ‏
و معجزه شعر شاملو در این است که همه آنچه را که در سطور بالا گفتم در ایجازی بی مانند در جمله کوتاه ِ " یقین گمشده" به ‏تعریف موفق شده است.‏
شعر " ماهی " از احمد شاملو، حکایت دردناک فوران خون جوشنده انسان آرمان خواه است در بطن عفونت زخم ِ چرکین گم ‏شدگی.‏

سطور اولیه شعر همه در خدمت واژه اول یعنی واژه " یقین " است. ‏
‏. ‏
شاعر از یقین اش به پیروزی انسان فردا بر نکبت دنیای گرسنه و ...وحشی امروز می گوید
شاعر از یقین بی چون چرایش در شایستگی انسان برای رسیدن به آرمان هایش می گوید
بخش عمده ای شعر در توصیف واژه یقین است. شاعر در لحظه های سکر آور یک عشق، از ایمان اش به وجود آن " یقینی " سخن ‏می گوید که در دل انسان آرمان خواه است. ‏
بخش اول شعر از سطر یکم تا سطر چهاردهم ، همه در وصف این یقین است
و ما در آخر شعر خواهیم دید چرا این یقین گمشده به یقین بازیافته مبدل می شود ‏
‏...من فکر می کنم ‏
هرگز نبوده قلب من ‏
این گونه گرم و سرخ...‏
‏ ‏
بدترین دقایق این شام مرگزای نتوانسته است در " هست " این یقین شک ایجاد کند. این یقین آنچنان قدرت مند است که ناگهان از میان ‏شوره زار یاس، چندین هزار جنگل در دل شاعر می رویاند.‏
پس از اعلام قطعیت این " یقین " باران عاطفه و حسی که، بر سر خواننده باریدن گرفته بود به دقایقی خاموش می شود تا این بار ‏شاعر به توصیف ویژگی های " یقین گمشده " اش به پردازد
آه ای یقین گمشده. ای ماهی گریز در برکه های آینه
لغزیده تو به تو
من آبگیر صافی ام
اینک به سحر عشق
راهی به من بجو.....‏

یقین گمشده ماهی گریز است. ئ چون او لغزنده و فراری ‏
همواره وقتی آدمی به گرفتن یک ماهی موفق می شود درست در همان لحظه که تصور میکد معبودش – آرمان اش _ در دست های ‏قدرت مند اوست ناگهان ماهی از دست او رها می شود و می گریزد . ‏
چند بار؟ چند هزار بار؟ انسان آرمان خواه به این تصور رسیده است که راه رهایی و رسیدن به آرمان های انسانی را یافته است. و ‏درست به همین تعداد، چند بار؟ چند هزار بار، ناگهان آرمان اش، دست های او را خالی برجای گذاشته است؟ ‏
از بودا و محمد... تا مارکس و لنین و آن آدم خوار" استالین " و همطرازش هیتلر، کعبه ی آمال دروغین ِ انسان آرمان گرای ِ ‏سرگشته بوده است.   ‏
اما در توصیفی معجزه وار و به ایجازی بس درخشان، شاملو صفات مشخصه این ماهی را برای ما تعریف می کند. ‏
ماهی – آرمان- در برکه های آینه ی تو به توست که می لغزد. و ویژگی آینه های مکرر در این است که یک را، به بیشمار تبدیل ‏میکند. که در میان این بیشمار از تصاویر، فقط یکی حقیقی است. ‏
وای بر ما. ‏
میان این همه اشکال گوناگون که جلوی ما گسترده شده است یکی و فقط یکی حقیقی است. ‏
وای بر ما ‏
که وقتی بسوی حقیقت گریز پا دست می یازیم نمی دانیم آن حقیقت واقعی است یا مجازی. ‏
اما شاعر در این شعر، آن آبگیر صافی است که میتواند ماهی را به دست آورد. چگونه ؟ به سحر عشق. ‏
من آبگیر صافی ام
اینک به سحر عشق
راهی به من بجو.‏
بدین دلیل است که شاعر فریاد می کشد اگر عشق ، این ساحره تمام زمان ها ، رخ بروی او بگشاید ماهی های خیالی محو خواهند ‏شد و ماهی واقعی آشکار خواهد گردید.. ‏
حال که شاعر نیرو گرفته از سحر ِ عشق است، خورشیدی بی غروب در جان او نفس می کشد و در هر رگ اش، به هر تپش، ‏بیدار باش قافله ای بر طبل آگاهی می کوبد. ‏
شعر در پایان خویش دلیل این همه روشنی را برای ما تعریف می کند.‏
معشوق شاعر... برهنه – هم به تن و هم به روح- با پستان های عریان که دو ماهی گریز،.... تحفه داده شده به دست و نگاه و لب ‏شاعر را در خود حمل و تداعی میکنند از زیر آبشار خیال شاعر بیرون می آیند. ‏
گیسوی معشوق بوی واقعیت ِ تَرد خزه های دریایی را می دهد. گیسوی خیس معشوق چون خزه به هم پیچیده است و عطر این ‏گیسو، زیبایی دریا را به ذهن شاعر می ریزد ‏
حالا دیگر به یاری عشق، " یقین گمشده " جای خود را به " یقین بازیافته " داده است و شاعر در طَربی باور نکردنی ازآستان یاس ‏فریاد بر داشته است که : ای " یقین باز یافته " نمی دهم ات از دست . .‏
زن ، با آن سینه های عریان ، گیسوی خزه و آینه ... حالا دیگرهمه حقیقی هستند و "یقین گمشده " را پوستی از واقعیت داده اند

آمد شبی برهنه ام از در
چون روح آب
در سینه اش دو ماهی و در دستش آینه ‏
گیسوی خیس او خزه بود
چون خزه بر هم

برای درک عظمت ِ خیال ریخته شده در این شعر، کافی است به زنی از آب بیرون آمده بیاندیشیم که دو ماهی در پستان هایش و ‏آینه ای در دستانش یقینی باز یافته ، را برای شاعر تحفه دارند. ‏
‏. ‏
‏ می شود " یقین گمشده " را زن دلخواه شاعر فرض کرد و آن " ماهی های لغزنده " را زنانی که در زندگی او پدیدار شده اند. اما ‏چون امضای زیر شعر،   نام شاملو را دارد. بنظر من " یقین گمشده "... " آرمان های انسانی" است که در یک بن بست تاریخی ، ‏در وجود یک زن، که شاملو از سر ناچاری به آن نام " عشق " داده است ....کوچک و ساده و ابتدایی شده اند
‏: ‏
علیرضا سپاسی
‏   ‏




نظرات دیگران در مورد این نوشته را بخوانید. (تعداد نظرات: ۰)
نظرتان را در مورد این مطلب بنویسید.